تبلیغات
زندگی همین الانه - گپ خودمونی...

یه گپ خودمونی از زبون خودم گفتم 

گذر زمان


 تو ادامه مطلب می تونید بخونید.



ممنون از نظر هایی که میدید.
وقتی به دنیا میای مورد توجه همه هستی ، لحظات اول زندگیت برای همه خاطرست، همه شادن که تو تو جمعشون وارد شدی. چشم به هم میزنی بزرگ میشی دوران کودکی از محبت اطرافیانت یه مقداری کم میشه شایدم بعضی ها حوصلتو نداشته باشن یا بعضیا زیر لب میگن "بچه چیه، سرمونو برده" همونایی که تا دیروز دوست داشتن بغلت کننو میگم. باز هم زمان میگذره میشی دوران نونهالی یواش یواش وارد جمع غریبانه میشی ، اونایی که دوران کودکی دوست داشتن یه کمی از محبتشون کم میشه ، اما تو متوجه نمیشی چون جای اونا دوستای تو کودکستان یا تو مدرسه پر می کنن، شور و اشتیاق داری ، زندگی زیباست برات، یه هو به خودت میای همه صدات میکنن دیگه نوجوان شدی، توقعات بالا میره دوستای بیشتری پیدا می کنی ، دیگه خونواده و فامیلای در جه 1 و بچه های تو کوچه و مدرسه میشن دوستت. یه کمی سن میره بالا وارد دانشگاه میشی بهت میگن جوان شدی، حالا اونایی که دوست دارن نسبت به تو توقع دارن. دیگه تموم شد. محبت ها جدی تر شد دیگه اونی که تا دیروز نازت می کرد الان به چشم یه غریبه نیگات می کنه. یه مقداری زندگی سخت میشه برات دوستای دوره نوجوانیت هم اگه شانس بیاری با هم باشین اونم یکی دو تا ، برا اینکه درد تنهایی نکشی خودتو با شرایط موجودت وفق میدی می گردی دنبال یکی که حرف دلتو بهش بزنی، یکی که بتونی همیشه باهاش باشی حتما تا الان کلمه عشق به ذهنت اومد. آره یکی که بهش عشق بورزی. وقتی پیداش می کنی میگی واااااای اول و آخر همین. زندگیم متحول شد. مرد رویای منی و زن ایده آل منی . خب البته چند درصد به فکر ازدواجن یه عده هم به فکر دوستی بعضی ها هم نه بروز نمیدن. خودخوری می کنن. سنت میره بالاتر به یه دورانی میرسی که بخوای راحت زندگی کنی دیگران نمیزارن، میگن باید تشکیل خونواده بدی یه امر زورکی (البته برای بعضی ها) که نمیتونی ازش در بری. یکی دو درصد می تونن به قول خودمون بپیچونن بقیه گیر میوفتن. ایشالله همه خوشبخت شن. تو این بین دوست کمتر مشاهده میشه نهایتن یه بار در هفته ببینی. شب و روز دست به دست هم میدن تو رو به بزرگسالی و میانسالی و پیری سوق بدن. کمتر کسی هست که از بزرگسالی و میانسالی بتونی لذت ببره چون بیکار نیست شکم خودش و زن و بچه رو باید سیر کنه. پیری که میشه دوباره مثله کودکی تشنه ی محبتی دوست داری بچه و نوه هات بیان دورت . عشق دوران جوونیت باشه کنارت (همسرت) ، می گردی دنبال دوستای قدیمت ، که بیان و با هم بحرفین ، پاتوقشون هم میشه کافه های سنتی ، پارک ها . خدا بیامرزه اونایی که اجل بهشون فرصت زندگی کردن در همه ی دوران عمرشونو نداد. پایان حرفم  باید بگم زندگی کنید تو زندگیتون به هر کاری که فکر و عقلتون میگه و فکر می کنید خوبه انجام بدید و در نهایت خشنود باشید لبخند بزنید. عمر با عزت داشته باشید. خدا حافظ همتون باشه. 

نویسنده: حسین فرجی ( هامون )



طبقه بندی:

تاریخ : یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 | 01:18 ب.ظ | نویسنده : حسین فرجی | نظر بدید لطفا
.: Weblog Themes By SlideTheme :.