تبلیغات
زندگی همین الانه - فمنیست - از زن بودن

مطلبی برای دختران و زنان

 

متن در ادامه مطلب

از زن بودن

    در روی زمین میلیون ها دختر غیر مسلمان زندگی می کنند و به زندگی خود ادامه می دهند.

آنها اگر چه غیر مسلمانند اما لزوما بی دین نیستند، مسیحی، یهودی و بودایی هستند. آنها لزوما بی تفاوت به هنجارهای اجتماعی و باورهای عامه نیز نیستند...در جامعه خود در کنار مردم خود زندگی می کنند.

سوال من این است که آستانه احساس گناه دختران غیر مسلمان تا کجاست؟ و چه تفاوتی با آستانه احساس گناه دختران مسلمان دارد... با توجه به این خوبی و بدی عمل در نزد خدا یکسان است و نگاه خدا به نفس عمل گناه مسلمان و مسیحی و یهودی نمی شناسد. به بیان ساده تر باید بپرسم: وقتی اخلاق انسانی مطلق است و خدا به تمام بنده هایش یکسان می نگرد پس نوع عمل آدم ها هم باید به طور مساوی قضاوت شود. اما آدم ها با آموزه های اجتماعی و دینی خاص خود بزرگ می شوند و دامه این احساس گناه و حیای اجتماعی است که به بیشتر رفتارهای ما شکل می دهد.

در این میان عده ای هستند که تا آخر عمر لب به مشروب نمی زنند، گوشت خوک مصرف نمی کنند و رابطه جز با کسانی که به آنها محرم نشده اند برقرار نمی کنند... در این میان کسانی هستند که عین همین کارها را انجام می دهند! آیا آنها از درگاه خدا رانده شده اند و امیدی به رستگاری انها نیست؟ آیا عمل آنها بد است؟ خدا بین مسلمان و غیر مسلمان چطور قضاوت می کند؟

در این میان فشار بیشتری هم روی دختران و زنان مسلمان است! زن مسلمان طبق قوانین اسلام از آمیزش با مردی غیر از همسرش به شدت منع شده است در کنار اینکه به همسرش این حق دینی داده شده تا به "گناه" نیفتد و اگر میل به زن دیگری داشت، او را به طور موقف یا دائم به عقد خود در بیاورد. این امکان بهتر از هر دین آسمانی دیگری در اختیار مردان مسلمان قرار داده شده تا به طور قانونی به عملی که زنان از در هر نظام اخلاقی منع هستند، دست بزنند.

در این میان این نظام اخلاقی دینی چنان زنان مسلمان معتقد را اجتماعی کرده که حتی لحظه ای نمی توانند به رابطه نامشروع یا خارج از چارچوب ازدواج فکر کنند و این همان چیزی است که من به آن دامنه احساس گناه در زنان مسلمان می نامند.

روزانه هزاران دختر در روی این کره خاکی با پسری که او را از آن خود می داند، رابطه جنسی برقرار می کند اما در این میان چه کسانی بار شکستن تابوی اجتماعی و دینی را می پردازند... کسانی که سالها با این نظام اخلاقی تربیت شده اند که دختران مسلمان نمی توانند مثل پسران با کسی که همسرشان نیست، ارتباط برقرار کنند... شاید با انتقادهایی که امروز به حکم نابرابر اسلام در مورد عقد موقت وارد شده، این باور عمومی و سنتی تا حدی شکسته باشد... امروز با اینکه بارها از زبان دوستانم می شنوم که با دوست پسرشان رابطه جنسی ندارند، اما بسیاری از این ادعاها را باور نمی کنم! امروز اگر چه این اتفاق در میان نسل من در حال شکل گیری است که کسی را که می خواهند به عنوان شریک زندگی انتخاب کنند، تجربه کنند اما باز هم پای احساس امنیت در بازگویی این حق، می لنگد.... کمتر دختر مسلمانی حاضر است از ایده های نوی دینی اش بگوید و ادعا کند که حق دارد به شریک آینده اش نزدیک و نزدیکتر شود... این حق از سوی عده ای از دختران مسلمان مطالبه می شود اما در خفا... و این باز هم در همان دامنه احساس گناه یا ساختارهای اجتماعی ریشه دارد.

نسل من نسل نگرانی است که نمی داند مرحله ای را که از شناخت شریک آینده اش می گذراند چقدر درست طی می کند... نسل نگرانی که در میان مسائل آگاهی داده شده قرن 21 و مسائل از قبل آموخته اسلامی هنوز در نوسان است....  

 




طبقه بندی: فمنیست، 

تاریخ : جمعه 22 خرداد 1388 | 02:23 ق.ظ | نویسنده : حسین فرجی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.